تبليغاتX
روایت های یک مستند ساز -
 

یزد ، شهری بر کران جاده ابریشم

ایران سرزمین شگفتی هاست و یزد دیار داستان های شگفت از انسان های شگفتی ساز . از پس قرن های حادثه خیز که صدها جهانگرد مشتاق و ماجراجو ، ره کوره های کویر ایران را پشت سر گذاشتند ، بی گمان در اندیشه هیچ یک از آنها گذر نمی کرد که در ورای این ماهورهای خشک و سوزان ، سرزمینی باشد آباد ، سر سبز با نهرهایی که چونان ماری سپید در دل دشت سبز می پیچد ،این رهنوردان بی باک و مسافران جسور تاریخ از این همه دوگانگی در شگفت می ماندند و به راستی چگونه در شگفت نباشند ، وقتی می بینند در این دور جای از یاد رفته ارزشمندترین یادگارهای تاریخی و فرهنگی و هنری غنوده است . چگونه در شگفت نباشد زمانی که می بیند هنوز بوی عود و کافور از پس سده ها در این سرزمین کهن مشام جان را نوازش می دهد . هنوز موبد پیر در کنار گلگونه های آتش در جامه ای سپید آیه های روشن اوستا را می خواند و شبانگاهان تا سپیده دمان در کنار مجمر آتش بیدار می ماند ؛ که خواب یعنی فرو مردن شعله های این آتش مقدس ، که این شعله را پانزده سده است نگهبانند . چگونه از دهقان شکیبای کویر در شگفت نباشند که چونان  پولاد است و در انتظار قطره ای آب تا سپیده دم پلک بر هم نمی گذارد . او به سا پدری مهربان ، دست نوباوه آب را می گیرد و تا به امید همراهش می رود .در شگفت خواهد ماند آن گاه که بداند این وادی ، یاقوت هم دارد ، اما نه در دل زمین و کوه ، که بر شاخساران درختان اناری که در سایه شیرکوه بالیده است و بر دامنه این کوه سترگ ، ییلاقی دارد که حسرت را بر دل خاک خشک و تفتیده آن می گذارد . 

 

انار تفت / عكس از : احمد صراف يزد

                                    شيركوه يزد/عكس از : احمد صراف يزد  

                                       آتشكده / عكس از : احمد صراف يزد

+   احمد صراف یزد  |